دیگر از برگ بودن خسته ام

چه زرد   چه سبز

در اندیشه ام درخت است

به دنبال ساقه شدنم بی تکیه گاه

از هر چه تکیه گاه است خسته ام

به سوی ساقه شدن می روم حتی در کویر که با همه گرمایه روزش

وبی آبی هایش

شبش  مملو از سخاوت است

به سایه افکندن می اندیشم

به نوازش یک رهگذر می اندیشم

به معنای سکوت کویر به درخت تنومند صبوری

از برگ بودن خسته ام 

زیبا باشید و البته آزاد