می گن رفتن همشه پر از غم         می گن نبودن یه جورایی ماتم ماتم

همین دیروز رفتی

همین دیروز

وامروز من اینجام   اینجا

کنار یک مشت خاک

می دونم داری نگام می کنی

می دونم

تو جسمت زیر  این خاک

اما نبض بودنت همیشه با منه

سخت ترین لحظه های بودنم وقتیه  که به نبودنت فکر می کنم

می گن خدا خوبا رو زود می بره

می گن طاقط دوری نداره

من می گم خدا که خداست طاقط نداره

ما چی چه کنیم

می گن اونجا که خورشید سر می ذاره

غم یه دنیا رو دل آسمون ا می ذاره

حالا تو غروب کردی

غروب

روزها  رد می شن از روبروم

و من همیشه منتظر

و انسان های زیادی رو می بینم که که بی تقاوت رد می شن از کنار این غروبا

همین دیروز بود همین دیروز

گفتی کمیل هوا تنگ نفس کشیدن سخت

گفتی می خوای بری نمی ذارن

کاش صدات و اون که باید می شنید نمی شنید

کاش.

سالار تنهام

تنها

سالار خستم  خسته

می دونم منتظرم می مونی

اینجا تنفس مشکله

میام  میام

 

ببخشید اگه سبکه  اما درد دل با یه دوسته که نبودنش و هنوز باور ندارم

 

زیبا باشید