سكوت هایمان بر سر فریاد های ناحق است؟. چقدر دوریم از دلیل آفرینش!
سكوت صدايي دارد به وسعت گريه
گريه غربتي دارد به اندازه ي پرواز عقاب
و عقاب جرئتي دارد در حد تنهايي
و شب باز ساكت است با تمام صداهايي كه مي شنویم
و تمام نگاههايي كه مي گذرن
و صبح تنهاست
،به تنهايي آنهايي كه بر سر پنجه سپيده بالا رفتند و باز گشتند
و كسي نديد
و همه در خواب بودند،در خواب
و شب با رفتن مهمانهايش گريان بود
و هيچ كس گريه شب را نديد
چون كه خورشيد پرده شلوغي را به چشمان ما گذاشت
و باز همه جا ساكت بود
و صداي پر آن پرنده ي پر غرور هم
در حال دور شدن بود
تا قصه باقي بماند
باقي بماند
و بماند!
زیبا باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۴ ساعت 1:32 توسط ک.سالار
|
