پاییز فصل پر تنفسیس که درکش ادراک می خواهد
نوازشم کن
نوازشم کن که محتاجم
در این بی رحمی پاییز نوازشم کن
سوز دارد پاییز
نمی دانی؟
سوزش را دوست دارم
نمی دانی؟
سردی نسیم سحرگاهش را دوست دارم!
برگ ریز بی وقفه اش را دوست دارم
دوست دارم!
نوازشم کن که محتاجم
زرد زرد است پاییز زرد
جدایی همدمش است پاییز
بی نوازش!؟
باران پاییزی را بنوش
که پر از فریاد برگهاست
پر از گریه آسمان
نوازشم کن که محتاجم
محتاج
ای غم مرا نوازشم کن
ای غم
آری نوازشم کن که جز تو
هیچ همدمی گویا ندارم
جز تو!
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن ۱۳۸۴ ساعت 5:24 توسط ک.سالار
|