زندگی چیست؟

 

تکرار ثانیه ها در این خاکستر ساکن بودنمان

 

زندگی چیست؟!

 

سالهای پشت میز درس شیرین ابتدایی

 

مزه نا معلوم راهنمایی

 

و سالهای بلوغ دبیرستان

 

اما قصه تمام نمی شود آری  باز میزهایی هستند و شاید صندلی هایی که باید نشست !

 

حال اگر عبور کنیم از برزخ کنکور

 

و اینجاست که باید گفت زندگی چگونه است!

 

و اما دانشگاه روزهای خوب ترم اول و باز درک این همه درد این همه درد

 

استاد های مرده و نگاهایی پر از بغض و عبور هایی پر از فاصله

 

و من نیز هستم؟ چند ترم گذشت!

 

چه آموختم؟

 

یک مشت تئوری های خاک خورده!  هیچ

 

چرا آموختم!

 

 تریاک چه بویی دارد؟  مثقالی چند

 

حشیش چگونه است!

 

وکدامین الکل به مزاجم خوش می آید؟ و چند مدل دارد

 

 

سیگار ها قیمت هایشان  چه جور است کدام ارزان تر است!؟

 

و چگونه می توان روح مغشوش ضعیفه ها را بدست آورد و به بازی گرفت!

 

آموختم

 

آری آموختم! آموختم درد چیست!

 

فاصله ها چه می کنند با ما؟

 

آری آموختم سوختن را

 

آینه ها را دیگر نمی توان فهمید

 

چهره ام  غریبه است؟!

 

حتی برای خودم؟

 

سلول های صورتم پیر و پیر تر می شود

 

چهره ام مردانه تر وموهایم عقب می رود

 

آری آن جوان خوشحال ترم های پیش کجاست

 

آری آموختم که هیچ نگویم و بشنوم و بشکنم

 

چون گفتن گویا به جایی نمی رسد

 

آری بشکنم از خود فروشیه هم کلاسیم

 

بخاطر کثیف ترین مخلوق بشر پول؟؟؟؟!!!!!

 

آری بشکنم از سوختن دوستم که این روزها بدنش درد می کند و هر بار بیشتر به زندگی اش بدهکار می شود

 

زندگی چیست؟

 

حال این روزهای آخرین هم به پایان می رسد

 

و خواهم رفت از اینجا

 

و از این صندلی ها جدا خواهم شد

 

وحال هم پای رفتن است و هم درد ماندن

 

غربتی است که با آن خو کرده ایم

 

و حال چه باید کرد نمی دانم

 

آری چندین ماه سر بازی  و وداع با این صندلی ها

 

و باز داستانی جدید از کتاب زندگی

 

اما هر چه بود آموختم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

که شاید باید این اشتباه بزرگ را مرتکب شویم ( دانشگاه)

 

فقط یک کلمه زیبا آن هم فقط از دید من فقط از دید من و حال هر چه می گویید بگویید

 

ولی من آموختم  درد یعنی چه

 

و حال فقط به این می اندیشم

 

که این فاصله ها چه خواهد کرد با فرداها چه خواهد کرد

        

زیبا باشید