و باز شب ساكت است

 

به سكوت پر تحمل سنگ فرش پياده رو

 

و روز گويا زنده است

 

نفسي از نور،

 

وباز دمي كه طعم روشنايي را به تو مي فهماند

 

 و دل و دل كه هميشه حقيقت را به تو خواهد گفت

 

اگر گوش دهي!!

 

اگر گوش دهي صداي ناله ساكت ديوار را مي شنوي،

 

در غم حرفهاي رهگذرها

 

 و اما نگاه

 

،نگاه كردن به يك شبنم تازه روي گلبرگ احساس بودن

 

و بو كشيدن،و تنفس بوي خوش دوست

 

كه در آن شب مهتاب

 

 عطري خوش برايت به ارمغان خواهد آورد

 

و اما باز دل كه حكايتش قرنهاست جاريست

 

به جاري بودن سنگهاي كف رود

 

و اما باز شب ساكت است

 

به سكوت بهت انگيز يك ملتمس درنظاره

 

نقاش آسمانها و عشق كه زهريست عسل وار،

 

درديست آشكار،اما پنهان

 

و باز عشق

 

كه تو را زنجير مي كند به بودن به اينكه چيزي

 

كم است اگر نباشد.

 

و باز وباز باز...باز عشق كه ساقي خوش ريز

 

 بد مست است

 

زیبا باشید