و باز شب
و باز شب ساكت است
به سكوت پر تحمل سنگ فرش پياده رو
و روز گويا زنده است
نفسي از نور،
وباز دمي كه طعم روشنايي را به تو مي فهماند
و دل و دل كه هميشه حقيقت را به تو خواهد گفت
اگر گوش دهي!!
اگر گوش دهي صداي ناله ساكت ديوار را مي شنوي،
در غم حرفهاي رهگذرها
و اما نگاه
،نگاه كردن به يك شبنم تازه روي گلبرگ احساس بودن
و بو كشيدن،و تنفس بوي خوش دوست
كه در آن شب مهتاب
عطري خوش برايت به ارمغان خواهد آورد
و اما باز دل كه حكايتش قرنهاست جاريست
به جاري بودن سنگهاي كف رود
و اما باز شب ساكت است
به سكوت بهت انگيز يك ملتمس درنظاره
نقاش آسمانها و عشق كه زهريست عسل وار،
درديست آشكار،اما پنهان
و باز عشق
كه تو را زنجير مي كند به بودن به اينكه چيزي
كم است اگر نباشد.
و باز وباز باز...باز عشق كه ساقي خوش ريز
بد مست است![]()
زیبا باشید
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر ۱۳۸۴ ساعت 1:11 توسط ک.سالار
|