هر آنچه که می دانم
هر آنچه که از بودنم می دانم این است که نمی دانم
و تو آری تو هر آنچه که از درد هایم می دانی ...نمی دانی
درد زیباست!!
نگویید غمگینی
نگویید
غم وسعت تمام شادی هاست
و تو آغازی و شاید هم پایان
نمی دانم
آسمان بی انتهاست همچون اعماق نگاهت
و من خاموشم و در سیاهیم سپیدی وجودت را می بینم
و به این می اندیشم کاش بتوانم در گوشه ای از آن جای کنم
وجود تارم را...
غمت شادترین درد هایم را می آفریند
تنهایم مگذار!!
ای هر آنچه که زیباییست در توست
آزاد و زیبا باشید
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۸۵ ساعت 1:25 توسط ک.سالار
|