شب است ..گرم

 

نفس کشیدن   مشکل

 

شرجی شرجی

 

و در آ سمان ستاره ای نیست

 

هوا خفه است گویا

 

می گوید... شکایت ممنوع

 

دلم گرفت !!

 

امروز حتی لحظه ا ی نبارید!

 

و ابرها بغضهایشان را نگاه داشتند

 

زمین تشنه است

 

و زمستان دور...

 

و بهار هم اکنون به آخر رسید

 

شب است

 

من  نمی  خواهم بخوابم

 

اما خفته اند حتی در این هوای نا مطلوب

 

نفس عمیقی می کشم..

 

و ریه هایم مملو می شود از غربت

 

و  خواب را پس می زنم

 

شب است آن هم گرم

 

 

  زیبا باشیدالبته آزاد آزاد