بمان همینجا بمان
قدم می زنم
اینجا
بر روی نرم نرم های ساحل
دریا صدف هایش را پس می زند ... زیر پاهایم می شکند
این برگهای دریا
صدف های ساحل برگ ریز دریا هستند
پاییز است و آسمان در افق کبود
قدم می زنم اینجا دنیای تنهایی من بود
این روزه ها دنیای تنهایی ماست
اینحایی..!! همینجا که می نوشتم و دریا فریاد می زند ......
اینجا که امروز دریا آرام است ... آسمان کبود ....!!
و نسیم پاییز می نوازد ... سیلی نمی زند ... می نوازد
با خود می گویم کاش این ساحل تا صبح قیامت ادامه داشت
دریا آرام است ؟؟
( بمان اینجا که تمام دنیا گویا همینجاست)
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 21:46 توسط ک.سالار
|
